پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

138

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

1 - 12 . برگزيده‌هايى از انوار الشّهادة براى آشنايى با شيوهء نگارشى و نوع مطالبى كه مؤلّف در اين مقتل گرد آورده ، به نقل دو مورد بسنده مىكنيم : نه كسى بود كه سر مباركش را از خاك و خون بردارد و به دامن مرحمت گذاشته و به آستين ، خاك و خون از صورتش پاك كند و نه كسى داشت كه او را غسل دهد يا كفنى بپوشاند يا بر او نماز كند ، يا او را به خاك بسپارد . اى فاطمه ! نبودى كه آن بدن را مثل جان شيرين در بغل بگيرى و بگويى : اى شهيد غريب مادر ، اى لبْ تشنهء حسرتْ نصيبِ مادر ! مادرت فداى تن پاره پارهء تو شود اى حسين جان ! . . . . اى فاطمه ! دختران مطهّر تو را كه در سرا پرده‌هاى عصمت و طهارت محفوظ و مستور بودند ، ايشان را بيرون كرده از سراپرده‌ها ، غارت نمودند و بىچادر و مقنعه ، شهر به شهر گردانيدند . . . . و هر وقت ايشان را مىدوانيدند و مىزدند ، رو را به سر منبر فرزندت حسين كه بر سر نيزه بود مىكردند و مىگفتند : اى حامى و پشت و پناه ما ! چه شد حمايت تو ؟ تا كى ما را بزنند به كعب نيزه ؟ « 1 » مروى است كه بعد از آن كه معاويه به جهنّم رفت ، يزيد ولدالزّنا بيست و هشت ساله بود و يا بيست و هفت ساله ، و مدّت خلافت باطلهء آن ملعون سه سال بود . در سال اوّل ، امام مظلوم را شهيد كرد و در سال دوم مدينه را خراب نمود و مباح گردانيد اموال ايشان را ، و در سال سوم منجنيق گذاشت و كعبهء معظّمه را خراب كرد و اسباب آن را سوزانيد سبب خراب نمودن مدينهء طيّبه آن بود كه جماعتى از اهل مدينه در سنهء شصت و دو ، بعد از شهادت امام مظلوم وارد شام شدند . ديدند كه يزيد ملعون مشغول شرب خمر و باختن قمار و شطرنج و نواختن طنبور مىباشد و مست و بى خود است و نماز نمىكند و خواهر و . . . و مادر خود را به نكاح خود در مىآورد . چون به مدينه مراجعت كردند بيعت آن كافر را شكستند و عامل او عثمان بن محمّد بن ابى سفيان را از مدينه بيرون كردند و با عبداللّه بن حنظلة بن عنيد بيعت كردند . چون اين خبر به يزيد ملعون رسيد ، لشكر كثيرى به سركردگى مسلم بن عقبهء مرّى ملعون فرستاد كه مدينه

--> ( 1 ) . همان ، ص 54 - 55 .